تبلیغات
شهید حجت الاسلام والمسلمین ردانی پور - شعر
شهید حجت الاسلام والمسلمین ردانی پور
**مصطفای جبهه ها، یادش بخیر**

شعر

نوشته شده در تاریخ : 31 شهریور 88   15:26

نوع مطلب :شهید ردانی پور ،

بی بی همیشه می ره، سر كوچه می شینه
تا یكی از دوستان مصطفی رو ببینه
از وقتی مصطفی رفت بی بی دلش شكسته
رفته یه گوشه هر روز منتظرش نشسته
بی بی می گه مصطفی برام خیلی عزیزه
اگه یه وقت اون بره چشمام بارون می ریزه
عصر روز جمعه ها می گیره ختم انعام
می گه بهم انگاری یه چیزی می شه الهام
حال عجیبی داره، كه هیچ كسی نداره
به خاطر مصطفی همیشه بی قراره
مصطفی توی جبهه شهید شده دو ماهه
اما بی بی هنوزم نشسته چشم به راهه
چه جور نگم به بی بی طاقتش و نداره
هیچ كسی رو قدر اون اینقدره دوست نداره
بی بی چه حالی داره اینقدر بی قراره
غروب پنج شنبه ها می خواد بازم بباره
بی بی اومد كنارم چشمش و دوخت تو چشام
دست چروكش و اون گذاشتش كف دستام
گفت دو ماهه تو چشمات یه چیزی رو می خونم
جون داداشت بگو راستشو تا بدونم
گریه امونم نداد بی بی هم دیگه فهمید
اما خلاف حرفش گفت مصطفی و خندید

 

منبع، راسخون



نوشته شده توسط:یازهرا